سلام
در روزهای سخت و زشت جنگ، هرکدام به نحوی روز و روزگار را میگذراندیم. گاه به بطالت و گاه به دلهره. نهادهای حکومتی هم به نوبه خود میکوشیدند باری از دوش مردم بردارند تا شدت و وسعت تخریب جنگ مردم را از زندگی سیر نکند. از یک سو وعده افزایش غیرقابل پیشبینی پایه حقوق را میدادند، از سوی دیگر «نگران نباشید خانههایتان را از نو میسازیم»! اینکه این وعدهها چگونه محقق خواهدشد، موضوع حرف ما نیست. اینها در حوزه وظایف و کار «از ما بهتران» است. اما، در لایه زیرین جامعه، به نقل از راویان شکرشکن شیرینگفتار، مردم، به روش خود، کوشیدند بار جنگ را برای بخشهایی از مردم سبک کنند. جالب است که تعدادی از اهالی شهر در محله یا در منطقه خود، بدون سازماندهی خاص، به سراغ خانوادههای تک نفره، بهویژه سالمندان میرفتند و کارهای روزانه آنها را انجام میدادند. مثلا خرید نان و بیرون بردن آشغال و غیره. گاه این «این اهالی» حسب تصادف یا کنجکاوی با دیگرانی مثل خود در محله و منطقهای دیگر آشنا میشدند و بیاختیار یار و همکار هم در دو محله مختلف میشدند. یکی از این افراد در گزارشی گفته پس از آتشیس هم سالمندان زیادی زنگ میزنند و کمک میخواهند. این بار مثلا «آیا میشود کمک کنی برویم پارک محله کمی راه بروم؟»
ممکن است برخیها این نوع کارها را نوعی پوپولیسم بدانند. ولی چنین نیست. اینان سروصدایی ندارند. در هیچ تریبون و رسانهای هم حضور ندارند. همهش بخاطر رضای جان و روح خود این کارها را میکنند. در همین روزها، تعدادی پزشک به دوست و آشنا سپردهبودند هرکه نیاز پزشکی دارد و امکان مراجعه به بیمارستان و مطب پزشک برایش نیست، خبر کنند پزشک برود منزلش و مشکل پزشکی او را حل کند. شنیدهایم چند نفر از معماران در محافل و مجامع اعلام آمادگی کردهاند حاضرند برای آنانی که خانهشان تخریب شده، رایگان خانه طراحی کنند. در همین روزها، در چند کانون محلهای، مثل «خانه قصه» مربیانی مهربان پذیرای کودکانی هستند که با تعطیلی مدارس در خانهها مانده و خسته شدهاند. این کودکان میآیند در این خانهها با همسن و سالهای خود بازی میکنند، نقاشی میکشند، قصه میخوانند. به همین سادگی. اینها نمونههایی از خروارها هستند. مردم ایران، اهل مدارا و مهر هستند. در بزنگاهها ذات شکوهمند خود را نشان میدهند. اگر تاریخ گذشته نزدیکمان را بخوانیم متوجه میشویم همین حلقههای نامرئی مدنی بودند که تشکلهای آتی اجتماعی را در قالب انجمنها و نهادهایی تحت عنوان فتوت، اخوت و اتحاد تشکیل دادند. جنبش مشروطیت حاصل رشد و شکوفایی این حلقه نامرئی زیرین بود. دنیا را چه دیدید، شاید همین ریزحلقههای یاریگر دوران جنگ هم آینده مدنی ایران را شکل دهند. به نظر ناممکن نمیآید!