سلام

شهرهای بسیاری در دنیا هستند که در طول عمر خود یک یا چندبار از صفر شروع کرده‌اند. به دلایلی متفاوت، شهر از بین رفته و اهالی آن را دوباره ساخته‌اند. در ایران، تبریز و اصفهان و چند شهر دیگر این وضع را داشته‌اند از جمله شهرهای جنگ‌زده سال‌های شصت. در اروپا هم شهرهای بسیاری با خاک یکسان شدند و دوباره ساخته شدند، مثل سنت‌پیترزبورگ و مینسک و برلین. در چنین شرایطی ممکن است شهر جدید حاوی معنا و مفهوم تازه‌ای در شهرسازی برای جهان باشد. یعنی ممکن است شهر جدید عینا مثل شهر ویران شده ساخته شود یا ممکن است در شکل و قواره‌ای جدید. در مواردی هم شهر جدید شکل و شالوده قدیم را دارد ولی متناسب با شرایط جدید ساخته شده‌است. یکی از نمونه‌ای بارز این نوع بازسازی شهر مینسک بلاروس است. شالوده شهر کاملا منطبق بر شالوده قدیم ساخته شده ولی مقیاسش عوض شده. تناسب عرض به ارتفاع خیابان حفظ شده ولی در وضعیت جدید، بزرگ‌تر و امروزی‌تر شده است. شهرهای دیگری هم هستند که در عین تداعی ساختار قدیم، منطبق با نیازهای جدید نوسازی شده‌اند.حال، ما در شرایطی هستیم که چند شهر مهم‌مان دچار خسارت‌ها و تخریب‌هایی شده که البته مثل تخریب‌های شهرهای جنگ جهانی نیستند ولی زخم‌های کاملا عریان و خشن بر چهره این شهرها نشسته. مثلا در تهران، علاوه بر مکان‌های خاص نظامی یا انتظامی، برخی عمارت‌های هویتی و فرهنگی تخریب شده‌اند، مثل کاخ سنا، کاخ گلستان، کاخ شیشه‌ای صدا و سیما و ورزشگاه آزادی. 

 

 

حالا ماییم و این پرسش که این زخم‌ها را چگونه باید بازسازی کنیم. مثلا چگونه می‌توان سقف گنبد کاخ سنا را عین قدیم بازسازی کرد؟ با آن نقش بسیار زیبای برگرفته از گنبد مسجد شیخ لطف‌الله؟ عمارتی که در جنوب میدان انقلاب بود و سابقا متعلق به ژاندارمری و اخیرا در اختیار نیروی انتظامی بود چگونه باید بازسازی شود. عمارتی که در طرح ساماندهی خیابان کارگر به عنوان بنای با ارزش معماری نشان‌دار شده‌بود و قرار بر حفظ آن در هر نوع طرح شهری بود. متاسفانه باید یادآور شویم بسیاری از اماکن تخریب‌شده در فهرست آثار با ارزش معماری شهر بودند، از جمله کلانتری بازار و کلانتری بهارستان. با این‌ها چه باید کرد؟ باز هم متاسفانه، احتمالا، بسیاری از این عمارت‌ها نقشه وضع موجود نداشته‌اند و اگر هم داشته‌اند در جریان بمباران از بین رفته‌اند. این موضوع بر سختی کار بازسازی می‌افزاید. کار زیاد است و فرصت اندک. با این‌حال، پرسش اساسی آن است که آیا بازسازی باید شاهد و متضمن خاطره و حافظه تاریخی شهر از موضوع باشد یا می‌توان به جای عمارت‌های تخریب‌شده هیکلی جدید ساخت با این نیت که زیباتر و کاراتر از عمارت قبلی باشد. نیتی که هرچقدر خیر باشد، همان‌قدر دور از دسترس است! بیندیشیم و راه چاره پیدا کنیم!

بهروز مرباغی
سرمقاله نشریه اردیبهشت اودلاجان شماره ۳۲۲