برنامه اول:آش مامان سفیده و بابا سفیده!

«آش مامان سفیده و بابا سفیده»! چه اسم جالبی! نام قصه‌ای کودکانه از یک داستان یا روایت قدیمی. روایت «چغندر پر برکت». حال، این قصه را از زبان مربی با حوصله و مهربان می‌شنویم و بعد شروع می‌کنیم به طراحی و نقاشی و بازی با کاغذ رنگی. تصویر ها را کوچک می‌کنیم، بزرگ می‌کنیم و لذت می‌بریم و خیلی چیزها یاد می‌گیریم. تازه، یاد می‌گیریم چگونه باهم کار کنیم و قدر رفاقت و دوستی را بدانیم. جذاب نیست؟

تاریخ : ۲۲-۲-۱۴۰۴ساعت ۱۰
مکان: خانه اردیبهشت اودلاجان

ابراهیم قنبری

 برنامه دوم: هفت‌تیرهای چوبی

زندگی در کنار خط آهن، در همه‌جای دنیا، حال و هوای خاص خود را دارد. اما، در این میان بچه‌ها هم داستان خود را دارند. به‌ویژه اگر آبادی آن‌ها نه سینما داشته‌باشد، نه زمین ورزش. پس به‌خودی خود بچه‌ها وسایل و تاسیسات راه‌آهن را تبدیل به وسایل بازی و تفریح خود می‌کنند. و ممکن است بعضی وقت‌ها این کار خطرناک شود. مثلا اگر سوار درزین بشوند و با شیطنتی کودکانه درزین راه بیفتد روی ریل، آن هم در سرازیری و شیب. واویلا اگر از روبرو قطار بیاید! «هفت‌تیرهای چوبی» داستان شیطنت اجباری بچه‌های یک آبادی در کنار تاسیسات راه‌آهن است. کاری درخشان و ماندگار از شاپور قریب.

تاریخ اکران: ۲۲-۲-۱۴۰۴ساعت ۱۶
مکان: خانه اردیبهشت اودلاجان

ابراهیم قنبری