راه آهنِ تحت کنترل!
«خط آهن ایران باید تحت کنترل و نفوذ ما بوده، به منظور ارسال کالاهای انگلیسی و هندی و سایر دول اروپایی و روسیه استفاده شود. ترکها بیشتر به خطوط داخلی در کشور خود معتقدند. به طور کلی اگر احداث راهآهن در این کشورها بدون مطالعه و صرفا برمبنای جنبه سیاسی انجام پذیرد، کشورهای ذیربط باید مالیاتها را دو برابر کنند تا بتوانند از پس چنین هزینهها و سود سرمایهگذاری و مخارج تعمیر و نگهداری راهآهن برآیند، که در حال حاضر این امر غیر ممکن است.
خوشبختانه این موضوعات در حیطه کاری من نیست و دیگران باید در مورد آن تصمیم بگیرند، آنچه در حال حاضر برایم مبهم است و در حیطه ماموریتم قرار گرفته، این است که بررسی کنم آیا امکان احداث خط راهآهن بین خورموسی و یا محمره (خرمشهر) تا بروجرد و سپس تا همدان میسر است یا نه و اگر جواب مثبت باشد، کدام مسیر بهترین و هزینه تقریبی آن چقدر است.
در طول ماه گذشته، مشغول بررسی کلیه اسناد و مدارک در این زمینه بودم و به سرهنگ کاکس کمک میکردم که موضوع را بهتر تجزیه و تحلیل کند. او مطابق معمول در بررسیهای خود آیندهنگر است، زیرا او در طول سالهای گذشته، با وجود عدم تمایل دولت انگلستان، اصرار ورزیده که منافع وضعیت سوقالجیشی انگلستان در این منطقه باید تضمین شود. و این امر را به طرق مختلف انجام دادهاست، ولی دولتها همواره از ترس پارلمان وقت، به این پیشنهادات ترتیب اثر ندادهاند و در نتیجه هزینه اجرای این امور در طول سالهای بعد، چندین برابر شدهاست. متاسفانه، عدم درک عمومی از شرایط روز، باعث حساسیت نسبت به انجام کارها در زمان مناسب میشود، به همین دلیل کاکس قبل از این که فرصت از دست برود، اجرای این پروژه را به من ابلاغ کرد.»
جبوب غرب ایران؛ سر آرنولد ویلسون؛ ترجمه فریور جوانبخت موثق؛ نشر پیام امروز؛ چاپ اول؛ ۱۴۰۴؛ ص ۱۸۸
(خاطرات افسر دیپلماتی که در سالهای پرتلاطم تاریخ ایران در حال طراحی آینده نفت ایران و ارتباط شرق و غرب آسیا است.)