سلام

همیشه، در تمام برنامه‌های کلان و خرد شهری، اولین گام، شناخت است. می‌دانیم شناخت یعنی چه. اما، نمی‌دانم آموزه‌های غلط یعنی چه! برای این‌که بحث به کلیاتِ بی‌نتیجه نکشد، شاید بهتر باشد با مصداقی روشن حرف بزنیم. مثلا محله تاریخی اودلاجان و سرنوشت آن. حداقل،از سال ۱۳۳۵، طرح‌های زیادی برای ساماندهی آن طرح و اعلام شده‌است. در مواردی حتی در حد تهیه ماکت معماری محله پس از طرح بازسازی آن هم پیش رفته‌اند. تقریبا، هیچ‌کدام هم به سرانجام نرسیده‌است. فقط در هر مورد سبب اختلال در خدمات ‌رسانی به محله شده‌است. برای کوتاه‌شدن بحث، علت‌العلل ناکامی این طرح‌ها را بررسی می‌کنیم. تمام این طرح‌ها فرض خود را بر این گزاره نهاده‌اند که «این محله مشکل داردو باید برای این مشکل راه حل‌هایی تالیف کرد». از قدیم‌الایام این وصله را به محله چسبانده‌اند تا مستمسکی باشد برای تخریب آن. همین‌الان هم دارند چنین مُهر و نشانی بر آن می‌زنند. با این آموزه‌های غلط مقدمات تخریب مجدد محله را می‌چینند. تا آن‌جا که ما اطلاع داریم، دو سه طرح اقدام در حال مطالعه و طراحی برای محله است. می‌گویند «اودلاجان امنیت ندارد». هیچ‌کدام از آنانی که چنین حکمی صادر می‌کنند، منبع خبر و حکم خود را اعلام نمی‌کنند. آیا مطالعات فرهنگی اجتماعی ناجا چنین حکمی صادر کرده؟ ناامن نسبت به کدام منطقه از تهران؟ وقتی در منطقه یک تهران کوچه‌ها داروغه روز و شب دارند، امن و امان هستند اودلاجان نه؟

 

 

در آماری‌که از جرایم توسط ناجا دو سه سال پیش تهیه شده‌بود. منطقه دوازه، در مجموع، در رده هشتم امنیت در بین مناطق بیست‌ودوگانه بود. پس چرا این وصله را به این بخش تاریخی می‌چسبانند و از ۱۴ منطقه پایین‌تر از آن رد می‌شوند؟

می‌گویند محله اودلاجان آلوده به اعتیاد است. در مقیاس با کدام محله و منطقه؟ آیا اعتیاد در این محله شدیدتر از پل مدیریت است؟ آیا اعتیاد این محله به گرد پای اعتیاد در فرحزاد می‌رسد؟ به پارک مقابل تالار وحدت می‌رسد؟ و خیلی گزاره‌ها و آموزه‌های مختلف و غلط دیگر. وقتی پژوهشگر و برنامه‌ریز با چنین پیش‌ذهنی وارد این محله می‌شود، طبیعی است از ابتدا خشت اول را کج نهاده. پس دیوار هم تا ثریا کج خواهدرفت. در تمام طرح‌های شهری، بزرگ‌ترین آفت مطالعه و روش کشف راه‌حل، آموزه‌های غلط است. گزاره‌هایی که ناشی‌از سطحی‌نگری‌و کم‌سوادی است. متاسفانه روش غیرعلمی مراجعه به مصاحبه‌ها و متن‌های فضای مجازی سبب انحراف عمیق این مطالعات شده‌است. برای پژوهشگر بسیار راحت است به یک مثلا محقق مراجعه کند و پاسخ سوالات خود را از او و چند نفر دیگر بگیرد و به عنوان سند استفاده کند برای پیشنهادهایش. زحمت تحقیق واقعی را به‌خود نمی‌دهد ببیند آیا واقعا این وصله‌ها درست هستند یا میراثی است از تابوها و احکام بی‌منبع گذشته!

 

بهروز مرباغی
سرمقاله نشریه اردیبهشت اودلاجان شماره ۳۱۰