سال ۱۳۲۲، مصدق نخست‌وزیری را نپذیرفت

«در اوایل سال ۱۳۲۲ و به پشتوانه این نیروهای پرانگیزه اما متفرق، مصدق سرانجام تصمیم گرفت پا به رقابت‌های انتخاباتی مجلس چهاردهم بگذارد. طی انتخاباتی که چندین ماه به طول انجامید، مصدث در رأس فهرست حائزین اکثریت آرا قرار داشت. در آذرماه دیگر معلوم بود که او نماینده اول مردم تهران خواهدشد. در همین زمان بود که شاه مصدق را براخواند و در ملاقاتی مهم و طولانی در کاخ سلطنتی از او خواست از نمایندگی مجلس صرف نظر کند و مسؤلیت دولت را بپذیرد. محمدرضا شاه ظاهرا قصد داشت، به پشتوانه وجاهت و حمایت مردمی مصدق انتخابات را متوقف کمد و آن رابه زمان مناسب‌تری موکول سازد. مصدق برای پذیرش این پیشنهاد دو شرط گذاشت: نخست حفاظت دائمی مأموران مسلح از شخص او و دوم موافقت انگلیسی‌ها با نخست‌وزیری‌اش. به روایت شاه، مصدق گفته‌بود «روس‌ها اهمیتی ندارند و تنها این انگلیسی‌ها هستند که نسبت به هر موضوعی در این مملکت تصمیم می‌گیرند. مصدق در خاطراتش، ضمن تایید چنین گفت ‌و گویی، می‌گوید از آن‌جا که می‌دانسته سفارت انگلیس با نخست‌وزیری او مخالفت خواهدکرد و قصد نداشته شاه را برنجاند، چنین شرطی را مطرح کرده‌است. البته مصدق بعدها به نوعی بیان داشت که به قدرت جادویی انگلیس اعتقاد داشته‌است. شش سال بعد، در جریان گفت‌وگویی مطبوعاتی با محمدحسین استخر، روزنامه‌نگار حامی خود، جمله‌ای را بر زبان آورد که او را به حیرت انداخت: «اگر انگلیسی‌ها مایل نبودند ما امکان نداشت به مجلس شانزأهم راه پیدا کنیم. . . . به دنبال این ملاقات، شاه سفیر بریتانیا در تهران را فراخواند و موضوع را با او در میان گذاشت. . . ؛ روای ریپلمات انگلیسی: . . .شاه کوشید تا در مورد طرحش ازمن تأیید بگیرد. من ازآن سر باززدم و گفتم او باید به تنهایی تصمیم بگیرد. . ممکن است متهم شود.. .»

آشوب؛ مطالعه‌ای در زندگی و شخصیت دکتر محمد مصدق؛ احمد بنی‌جمالی؛ نشر مَد؛ چاپ‌ اول؛ ۱۴۰۴؛ ص ۱۸۲

(کتاب جالبی است. اصولا پدیده دکتر مصدق موضوع بسیار جذاب و پیچیده‌ای در تاریخ معاصر ما است. خواندنش توصیه می‌شود.)

 

کتاب مکتب خانه در ایران